عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
813
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نمّام و سخن چين مشتاب اگر چه او خود را مانند پند دهنده جلوه دهد زيرا كه شخص بدخواه و نمّام ظلم كننده است در بارهء آن كس كه در صدد بدى به او است و خيانت كننده است با كسى كه بخواهد با آن سخن چين بدى كند ( خلاصه در هر دو صورت جز زيان دنيا و آخرت چيزى عايد تو نخواهد شد ) . 177 لا يمنعكم رعاية الحقّ لأحد عن اقامة الحقّ عليه : جانبدارى حق ( در بارهء احدى ) نبايد شما را از برپا داشتن حق در بارهء او باز دارد ( و شخص بايد حق را بى پرده و در بارهء همه كس اجراء دارد . 178 لا يستنبط اجابة دعائك و قد سددت طريقه بالذّنوب : دعاى تو راه قبول شدن نمى يابد زيرا كه تو راه اجابت دعا را با گناهان گرفتهء . 179 لا تحارب من يعتصم بالدّين فانّ مغالب الدّين محروب : با كسى كه به پناه دين رفته است بجنگ زيرا كه آنكه با دين بجنگد در هم شكسته شدنى است . 180 لا تغالب من يستظهر بالحقّ فانّ مغالب الحقّ مغلوب : با كسى كه حق را پشتيبان و يار خويش گرفته است غالب مشو زيرا كه غلبه جوينده بر حق مغلوب است . 181 لا تأمننّ ملولا و ان تحلّى بالصّلة فانهّ ليس فى البرق الخاطفة مستمتع لمن يخوض الظّلمة : از شخص خسته دل ايمن مباش گو اين كه او بزيور مهربانى آراسته باشد زيرا آن كس كه در تاريكى فرو مى رود از برق درخشان جهان بهره نمى برد ( و بالاخره افسرده دل افسرده كند انجمنى را ) . 182 لا يكون المضمون لك طلبه اولى بك من المفروض عليك عمله : نكند كه آنچه را كه براى تو ضامن شدهاند يافتنش نزد تو بالاتر باشد از چيزى كه بجاى آوردن آن چيز بر تو فرض و واجب افتاده است ( خداوند روزى بندگان را ضامن و از بندگان عبادت خواست متأسفّانه ما بندگان ضمانت خدا را نپذيرفتيم عبادت را رها كرده روز و شب بهر سوى دوانيم ) . 183 لا تمهر الدّنيا دينك فانّ من امهر الدّنيا دينه زفّت اليه بالشّقآء و العناء و المحنة و البلاء : دين خود را